امروز سه شنبه, 02 بهمن 1397 - Tue 01 22 2019

منو


با زیارت عاشورا

 

متن زیارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است

از حضرت آیت الله العظمى بهجت پرسیدند: داستان ها و قضایایى از كسانى كه پیوسته زیارت عاشورا مى خواندند و به این صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در این باره چیست؟

آیت الله العظمى بهجت در پاسخ فرمود:

«متن زیارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زیارت رسیده است كه حضرت صادق (علیه السلام) به صفوان مى فرماید:

«این زیارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت كن. به درستى كه من چند چیز را بر خواننده آن تضمین مى كنم:

 1. زیارتش قبول شود. 2. سعى و كوشش وى مشكور باشد 3. حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و ناامید از درگاه خدا برنگردد.

اى صفوان ! این زیارت را با این ضمان، از پدرم یافتم و پدرم از پدرش... تا أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت امیر نیز از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) و رسول خدا از جبرئیل و او هم از خداى متعال، هركدام این زیارت را با این ضمان، تضمین كرده اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم یاد نموده كه:

 هركس این زیارت و دعا را بخواند، دعا و زیارت وى را بپذیرم و خواسته اش هرچه باشد، برآورده سازم.

و از سند او استفاده مى شود كه زیارت عاشورا از احادیث قدسى است و همین مطالب، سبب شده است كه علماى بزرگ ما و استادان ما - با آن همه مشغولیت هاى علمى و مراجعاتى كه داشتند - به خواندن آن مقید بودند تا جایى كه استاد ما، مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى، از خداوند خواسته بودند كه در آخر عمرشان، زیارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض ‍ روح شوند و دعایشان هم مستجاب شد و پس از پایان این زیارت، درگذشتند.

شیخ صدرا بادكوبه اى با تبحرش در علوم عقلى و نقلى، آنچنان مقید به زیارت عاشورا بود كه به هیچ عنوان، آن را ترك نكرد و كسى باورش ‍ نمى آمد كه ایشان، این چنین پاى بند به عبادات و زیارت عاشورا باشد.

یكى از بزرگان هم نقل مى كردند روزى به قبرستان وادى السلام رفتم، در مقام حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) دیدم پیرمردى نورانى، مشغول زیارت عاشورا است و از حالات او معلوم شد كه زائر است.

 نزدیك او رفتم؛ حالت كشف براى من نمودار شد و حرم امام حسین (علیه السلام) و زائران آن حضرت را كه مشغول رفت و آمد و زیارت بودند، مشاهده كردم.

 چندین بار دیدن وى و احوال پرسى از او و بهره بردارى از محضرش، به زائرسرا رفتم. گفتند: «چنین شخصى براى زیارت آمده بود و امروز اثاثش را جمع كرد و رفت.» از زیارتش ناامید نشدم و باز به وادى السلام رفتم تا شاید بار دیگر، وى را در آنجا ببینم.

به آقایى كه فوق العادگى داشت و گاهى مطالبى را بیان مى كرد، برخورد كردم و او بدون پرسش، از نیت من آگاه شد و گفت: آن زائر دیروزى گدى! [یعنی رفت]» (7)

 

افزودن نظر

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 23 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم