امروز سه شنبه, 02 بهمن 1397 - Tue 01 22 2019

منو


روایتی در خور تأمل

 

تاثير شاد کردن مومنين و خيرات بر اموات

1-پيرمردي در قم به نام حاج حبيب که موذن مرحوم آيت الله بهاءالديني بود گفت وقتي خانمم فوت کرد، روزي دخترم به من گفت که خواب ديدم مادرم در باغي از بهشت است و به من گفت که در همسايگي من کسي به اسم رقيه، خيلي در عذاب است. اين خانم سر ديگران کلاه ميگذاشته است. بعد از اين خواب دخترم ، يک روز پنجشنبه اي سر قبر همسرم رفتم جواني را کنار قبر بغلي ديدم. از او پرسيدم اسم صاحب اين قبر چيست؟ گفت رقيه. متوجه شدم که خواب دخترم درست است. به جوان گفتم: چه نسبتي با شما داشته است؟ گفت: مادرم است. من هم ماجراي خواب دخترم را برايش تعريف کردم و او هم خواب دخترم را تصديق کرد و خيلي ناراحت شد. بعد از مدتي دخترم دوباره خواب مادرش را ديد که گفته بود خدا خيرتان بدهد. همه عذابهاي همسايه ام برداشته شده است. پيرمرد گفت: چند هفته بعد دوباره آن جوان را ديدم و گفتم: فلاني براي مادرت چه کار خيري کردي؟ گفت:براي خانوادهایي که يخچال نداشتند؛ به نيت مادرم يخچال خريدم و دلشان را شاد کردم.باید تامل کرد...اگر کسی نبودکاری به نیت ما و برایمان نکرد دادرسی نخواهد بود وهم اینکه ؛واقعاًفرزندصالح گل بهشت وعطیه وباقی بی همتا برای والدین است.2-بیاییم جلوتر به فکر قیامتمان باشیم. محدث قمی در مفاتیح نوشته است امیر وحاکم خراسان را در خواب دیدند گفت: آن استخوان و آن آشغالی که جلو سگ و گربه می ریزید به نیت من بریزید که من به همان ها هم احتیاج دارم. می گوید استخوانی که جلو سگ می اندازی نیت کنید ثوابش برای من بیاید. آنجا آدم می فهمد که دریک ذره کار خیر چه قدر منفعت خوابیده است. بیاییم خودمان را آماده سفر آخرت کنیم.

 

افزودن نظر

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • خادم الحسین

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 14 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم