امروز شنبه, 24 آذر 1397 - Sat 12 15 2018

منو


خروج سید حسنی

 سيد حسني

.بر اساس احاديث و روايات، خروج سيد حسني، ‌از نشانه‌هاي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ است.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: سيد حسني جواني خوش سيماست كه از سرزمين ديلم و قزوين براي نصرت و ياري آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ قيام مي‌نمايد و با بانگي رسا و بياني شيوا فرياد بر مي‌آورد كه به ياري آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ برسيد و از شما طلب ياري مي‌كند. مردان از طالقان كه شوق شديد به جهاد دارند به او پاسخ مثبت مي‌دهند.[10]

شيخ عباس قمي (ره) مي‌فرمايد: سيد حسني از اولاد حضرت امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ است. او دعوي باطل ندارد و ادعاي مهدويت يا نيابت امام زمان بودن را ندارد و مردم را به نفس خود دعوت نمي‌كند و از شيعيان مخلص ائمه اثني عشر و تابع دين حق است و در بين مردم مطاع و بزرگ است و در گفتار و كردار موافق با شريعت حقّه خاتم الانبياء محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ است، در زمان او كفر و ظلم، عالم را فراگرفته است و مردم از دست ستمگران و فاسقان در اذيت و آزار به سر مي‌برند. در چنين شرايطي سيد حسني براي نصرت دين استغاثه مي‌كند و مردم او را اجابت نمايد.[11]

سيد حسني، پس از دوران طولاني، زمام امور مناطقي را به دست مي‌گيرد و اندكي پيش از ظهور به سوي عراق وكوفه مي‌رود و از ديلم و قزوين تا كوفه زمين را از لوث وجود ظالمان پاك مي‌كند و سرانجام كوفه را محل اقامت خويش قرار مي‌دهد؛ مدتي در كوفه اقامت مي‌نمايند و سپس «خبر ظهور مهدي (عج) به ايشان مي‌رسد، سيد با يارانش به محضر حضرت مشرف مي‌شوند و از آن حضرت مطالبه دلايل امامت و موارث انبياء را مي‌نمايد

علامه مجلسی گفته است: در حدیث مفضل از امام صادق(ع) آمده است که حضرت فرمودند: «حسنی آن جوانمرد خوشرویی است که از طرف دیلم خروج می کند و با بیان فصیحی که دارد، فریاد بر می آورد: ای آل محمد ! اجابت کنید دردمند پریشان حال را و آنکه پیرامون ضریح – شاید مراد کعبه باشد- ندا می کند ... پیوسته ستمگران را می کشد تا اینکه به کوفه می شود در حالیکه بیشتر جاهای زمین را لوث وجودی بی دینان پاک گشته، سید حسنی آنجا را محل اقامت خود قرار می دهد.
آنگاه خبر ظهور مهدی (عج) به سید حسنی می رسد، اصحاب به می گویند: ای فرزند پیامبر این کیست؟ که در قلمرو ما فرود آمده؟ می گوید: برویم ببینیم او کیست؟ - در صورتی که به خدا قسم سید حسنی می داند او مهدی است و بدین جهت این سخن را می گوید که به یارانش آن حضرت را بشناساند – سپس سید حسنی بیرون می آید تا اینکه به مهدی می رسد. آنگاه می گوید: اگر تو مهدی آل محمد هستی پس عصای جدت پیامبر و انگشتر و جامه و زره آن حضرت کجاست؟ عمامه (سحاب) اسب، شتر، قاطر، الاغ و اسب اصیل رسول خدا و مصحف امیرالمومنین کجا است؟
پس آن حضرت تمام اینها را به او نشان می دهد. آن گاه عصای پیامبر می گیرد و در سنگ سختی می کارد، فوراً برگ می دهد. – منظورش این است که بزرگواری و فضیلت مهدی (عج) را به اصحاب خود بنمایاند تا با آن حضرت بیعت کنند – سپس سید حسنی عرضه می دارد: الله اکبر ای فرزند پیغمبر ! دستت را بده تا با شما بیعت کنم، مهدی دستش را دراز می کند و با سید حسنی و اصحابش بیعت می کنند.» (33)
سید حسنی با امام بیعت می کند و پیروان او نیز بیعت می کنند، به جز گروهی حدود چهار هزارنفر که نمی پذیرند و به امام نسبت سحر و جادوگری می دهند. پس از 3 روز موعظه و نصیحت، چون نمی پذیرند و ایمان نمی آورند، امام دستور قتل آنها را صادر می فرمایند و همة آنان به فرمان امام کشته می شوند. (34)
امّا آخر کار سید حسنی ؛ مرحوم کلینی پایان کار سید حسنی را در ضمن روایتی از امام صادق(ع) اینگونه بیان کرده است:
«... و آن گاه که [سید] حسنی خروج خود را آغاز کند اهل مکه بر او هجوم آورده، او را به قتل رسانند و سر او را بریده برای شام می فرستند و در این هنگام صاحب الزمان ظهور خواهد کرد.»

افزودن نظر

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 25 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم