امروز شنبه, 24 آذر 1397 - Sat 12 15 2018

منو


سرگذشت محرم

 

پس از هلاکت رسیدن معاویه‌بن ابوسفیان در نیمه رجب سال 60 هجری قمری، فرزندش یزید به خلافت مسلمانان رسید.
امام حسین(ع) از میان بزرگان اسلام نسبت به سایر بزرگان برتری برای دستیابی به خلافت داشت، مسلمانان بر این باور بودند امام حسین(ع) از جهات گوناگون بر یزیدبن معاویه برتری و برای رسیدن به مقام حکومت سزاوارتر است.
یزید معلون به دلیل ترس از به خلافت رسیدن امام حسین(ع) در نخستین اقدام خود نامه‌ای به ولیدبن عقبه، عامل خود در مدینه نوشت و ضمن یادآوری مرگ معاویه به او دستور دارد از مخالفان سرشناس مدینه برای وی بیعت بگیرد.
یزید در نامه‌اش به ولیدبن عقبه تاکید کرد که «بدون هیچ گونه نرمش و گذشت از حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عمر، عبدالله زبیر بیعت بگیر، هر کس بیعت نگیرد سرش را به همراه پاسخ نامه برایم ارسال کند.»
ولید پس از دریافت نامه یزید، تلاش زیادی کرد تا از مخالفان وی به صورت مسالمت آمیز بیعت بگیرد، اما تلاشهایشان بی‌نتیجه ماند زیرا عبدالله بن عمر، به او گفت: با کسی باید بیعت کرد که عامه مسلمانان او را بپذیرند و من آخرین نفری هستم که با او بیعت  خواهد کرد.
عبدالله‌زبیر از بیعت با یزید خودداری  کرد شبانه به مکه معظمه گریخت و نیروهای حکومتی او را تعقیب کردند ولی به او دست نیافتند.
امام حسین (ع) پس از دعوت ولید به خانه او رفت، پس از گفتگو با یکدیگر، فرمودند: ای امیر ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم ماییم که فرشتگان به خانه ما رفت و آمد دارند، خداوند متعال رحمت  خود را با ما آغاز نمود وبا ما نیز به پایان خواهد برد. اما یزید، فردی است فاسق، شرابخوار، خونریز، متجاهر به  فسق و شخصی مانند من هرگز با چنین فردی بیعت نخواهد کرد.
امام (ع) به ولید فرمود: شما امشب را به صبح برسانید و ما نیز شب را  به صبح خواهیم رسانید. شما نیک بنگرید و ما هم تاملی در کارخود می‌کنیم که کدامیک از ما برای احراز مقام خلافت شایسته تریم؟!
 امام حسین(ع) از خانه ولید بیرون رفت و در اندیشه اقدامات بعدی خود برآمد روز بعد، فروان بن حکم از بازماندگان بزرگان بنی امیه هنگامی که امام حسین(ع) را دید و گفت: تو را سفارش می‌کنم که با یزید بیعت کن، زیرا کار دنیا و آخرت تو بهتر است.
امام پاسخ داد: ما همه از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت. هر گاه امت اسلام به حاکمی مانند یزید مبتلا گردد باید فاتحه اسلام را خواند من از جدم رسول الله(ص)شنیدم که می‌فرمودند«خلافت بر فرزندان ابی سفیان حرام است.»
مخالفت امام حسین(ع) با خلافت یزید به سرعت در میان مردم مدینه منتشر شد.
ولید برای گرفتن بیعت از مخالفان عده‌ای را از جمله عبدالله بن مطیع را بازداشت و زندانی کرد، اهالی مدینه با پشت گرمی از حمایت‌های امام حسین(ع) به صورت آشکار با یزید به مخالفت پرداختند و گروهی از معترضان به زندان ولید هجوم آوردند و زندانیان آزاد کردند.
از انقلاب تا حرکت امام حسین (ع) از مدینه به مکه
با اعلام مخالفت امام حسین(ع) با خلافت یزیدبن معاویه و هجوم اهالی مدینه و معترضان به زندان ولید و آزاد سازی زندانیان، بذر انقلاب و آزادی خواهی امام حسین(ع) در آخرین روزهای زندگیشان در مدینه اهالی این شهر افشانده شد و حکومت طاغوت یزید را نشانه گرفت.
امام حسین (ع) با مشاهده درخواست‌های مکرر ولید و اصرار مروان‌بن‌حکم و برای جلوگیری از پذیرفتن بیعت با یزیدبن معاویه، پیشگیری از نزاع و خونریزی در مدینه، از شهر مدینه به مکه معظمه هجرت نمود.
امام حسین(ع) به خانواده خویش و  خاندان امام علی(ع) فرمود که قصد خروج از مدینه و هجرت از مدینه به مکه را دارد.
در این هنگام تمام خاندان امام علی(ع) جز برادر امام حسین ع)، محمد خنیفه و فرزندانش، اعلام آمادگی کردند و برای هجرت و جهاد در رکاب ایشان حضور یافتند.
 انعقای شب یکشنبه 28 رجب سال 60 هجری قمری به طور آشکار و به قصد عمره راهی مکه معظمه شد.گفتنی است، عمده‌ترین اهداف امام حسین(ع) از هجرت مدینه به مکه معظم پیشگیری از خونریزی و جنگ و ستیز در شهر مدینه و پایه گذاری انقلاب بر علیه طاغوت است.
 نامه مردم کوفه پس از هجرت امام حسین(ع) از مدینه به مکه
 پس از آگاه شدن مردم کوفه از هجرت امام حسین(ع) از مدینه به مکه، شیعیان در عراق به حرکت آمدند و عریضه‌ای به  حضرت امام حسین(ع) نوشتند.
شیعیان در این نامه از امام حسین(ع) برای بیعت با ایشان در شهر کوفه دعوت نمودند.
هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبى مي شناخت , و بي وفايى و بي دينيشان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد كرد, و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند (18) و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ,بلكه عليه او قيام كرده است .

يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بي ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم . و اين مأموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد.
رسول گرامى (ص ) و اميرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پيشوايان پيشين اسلام , شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع ),رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود. و خود امام حسين (ع ) به علم امامت ميدانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد, ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .
خبر شهادت حسين (ع ) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته , از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدين سان حركت امام حسين (ع ) با آن درگيري ها و ناراحتي ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد. به ويژه كه خود در طول راه مي فرمود: من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا.هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بيايد. و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند، غافل از اين كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر, و از ديگران به وظيفه خويش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشيد.
بارى امام حسين (ع ) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد, و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت .سرانجام  رفت , و شهادت را دريافت . نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند, و خون هايشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقيمانده بسترهاى گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست , و اساسا اسلام از بنى اميه و بنى اميه از اسلام جداست .
راستى هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند, و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوت راني هاى او و عمالش را مي شنيدند, چقدر از اسلام متنفر مي شدند, زيرا اسلامى كه خليفه پيغمبرش يزيد باشد, به راستى نيز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنيديم و خوانديم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبت بار يزيد, هماره و همه جا دهان گشودند وفرياد زدند, و پرده زيباى فريب را از چهره زشت و جنايتكار جيره خواران بنى اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگباز وشرابخوار است , هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكه اى كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسينى را تكميل كرد, طوفانى در جانها برانگيختند, چنان كه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گرديد و همه آرزوهاى طلايى و شيطانيش چون نقش بر آب گشت .
نگرشى ژرف ميخواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت . از همان اوان شهادتش تا كنون , دوستان و شيعيانش , و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را, سالروز قيام و شهادتش را با سياهپوشى و عزادارى محترم مي شمارند, و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز ميدارند. پيشوايان معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنايتى خاص داشتند. غير از اين كه خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند, در فضيلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ايراد فرموده اند.
ابوعماره گويد: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسين براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست , من مي خواندم و آن عزيز مي گريست , چندان كه صداى گريه از خانه برخاست . بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع ) مطالبى بيان فرمود.
نيز از آن جناب است كه فرمود: گريستن و بي تابى كردن در هيچ مصيبتى شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن على , كه ثواب و جزايى گرانمايه دارد. باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند, زيرا بر هر شخص باايمانى كه به امامت ما معترف است , زيارت قبر اباعبدالله لازم ميباشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد: ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است .  زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويى روح را به سوى ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد. هر چند عزادارى و گريه بر مصايب حسين بن على (ع ), و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معيارى والا دارد, لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارت ها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد, بلكه همه اين تظاهرات , فلسفه ديندارى , فداكارى و حمايت از قوانين آسمانى را به ما گوشزدمينمايد, و هدف هم جز اين نيست , و نياز بزرگ ما از درگاه حسينى آموختن انسانيت و خالى بودن دل از هر چه غير از خداست ميباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم , هدف مقدس حسينى به فراموشى مي گرايد.

 

افزودن نظر

با ورود به صفحه کاربری خود می توانید از تمامی امکانات سایت استفاده نمائید

ما 40 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم